بازگشت به ریشه‌ها : اعتراض مردمی ایرانیان به ایدئولوژی ۱۴۰۰ ساله

در سال‌های اخیر، همه چیز در ایران دستخوش تحولی عمیق شد. از سبک زندگی تا دایره واژه‌ها. از شیوه برگزاری آیین های ملی تا شکل سوگواری. این تحول خواست یک رهبر یا یک سازمان نیست. از دل مردم برآمده است. یک واکنش گذرا به وضعیت اقتصادی یا سیاسی نیست. نشانه‌ ایست از رد یک ایدئولوژی تحمیلی هزار و چهار صد ساله. ایدئولوژی‌ای که می خواست فرهنگ ایرانی را در خود ذوب کند. اما حالا با مقاومت خلاقانه و بنیادی ملت ایران روبرو است.

نقطه آغاز : وصیت مجیدرضا رهنورد

یکی از نقاط عطف این تحول، وصیت‌نامه مجیدرضا رهنورد است. معترض جوانی که در جریان قیام مهسا در آبان ۱۴۰۱ اعدام شد. او در آخرین لحظات، با وجود فشارهای شدید، گفت :

« دوست ندارم گریه کنند سر مزارم. قرآن نخوانند. نماز نخوانند. شادی کنند. آهنگ شاد پخش کنند.»

این وصیت به سرعت در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. جرقه‌ای شد برای تغییر در مراسم سوگواری. خانواده‌ها و معترضان به جای انجام آیین‌های اسلامی، به شادی، موسیقی، رقص و یادآوری زندگی روی آوردند.

جاویدنام به جای شهید

یکی از بارزترین تغییرات زبانی، جایگزینی واژه عربی-اسلامی « شهید » است با واژه فارسی « جاویدنام ». واژه ای که به ویژه از اواخر دی‌ماه ۱۴۰۴ رواج یافت. خانواده‌ها، رسانه‌های مستقل و معترضان از آن برای گرامیداشت نام و یاد جانباختگان استفاده می‌کنند.

این تغییر زبانی، معنادار است. واژه « شهید »، آن طور که حکومت آن را بکار می گیرد، مرگ را در خدمت اهداف سیاسی-مذهبی می خواهد. « جاویدنام » اما بر جاودانگی نام و میراث انسانی تأکید دارد. میراثی ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی پیش از اسلام.

ناگفته نماند که در نگاه ملت بزرگ ایران، هم میهنانی که جان شریف شان را فدای حفظ تمامیت ارضی میهن کردند، همگی از جاویدنامان میهن‌اند.

مادران دادخواه و تقدیر از فرزندان

در این میان، سخنان و رفتار مادران جاویدنامان، نمادی قدرتمند از این تحول فرهنگی است.

مادر نیما پارسا (مدرس زبان‌های ایتالیایی و انگلیسی) در مراسم چهلم فرزندش به جای فاتحه‌خوانی، حاضران را به دست‌ زدن فرامی‌خواند. او با افتخار از پسرش به عنوان جوانی یاد می کند که تمام عمر « درست خواند و درس داد » و سرانجام برای ایران جان داد.

عرشیا براری، ورزشکار رشته فیتنس و کاراته از زنجان بود. مادرش با پوشیدن لباس سفید در مراسم یادبود حضور یافت. او در سکوت، رقص سوگ اجرا کرد. حرکتی نمادین که بازتاب گسترده‌ای یافت.

امروز سوگواری نشان تسلیم نیست. نماد غرور ملی است. نماد ایستادگی فرهنگی.

رقص در سوگ و لباس سفید

مراسم خاکسپاری و یادبود جاویدنامان، پر از تصویرند : رقص سوگ، کل‌کشیدن، موسیقی سنتی، شاهنامه‌خوانی و شادی جمعی. « رقص سوگ » ریشه در سنت‌های کهن ایرانی دارد. امروز اما، ابزار اعتراض است. مردم در سوگ فلج‌کننده فرو نمی روند. زندگی را جشن می‌گیرند. می‌گویند: « ما هنوز زنده‌ایم و تسلیم نمی‌شویم.»

لباس سفید بر تن مادران و نزدیکان، نمادیست از پاکی، ایستادگی و سرفرازی. نفی خمودی است. نفی خاموشی و جمود.

همبستگی ملی و تکثر ایرانی

آنچه مردم ایران در این اعتراضات به صورت ملی نشان می‌دهند، همبستگی در عین تکثر است. در تظاهرات‌ها، افراد از هر دین، قومیت، زبان و منطقه‌ای گرد هم آمدند. کرد، لر، بلوچ، ترک، فارس، سنی، مسیحی، بهایی و یهودی. کنار یکدیگر و برای ایران ایستادند. این همبستگی، در تضاد کامل است با ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی. رژیمی که تنها «شیعه» بودن و پذیرش مطلق ولایت فقیه را شرط عضویت در جامعه می‌داند. این حرکت مردمی، نشان‌دهنده بازگشت به تکثر تاریخی ایران است. جایی که تنوع قومی، مذهبی و زبانی تهدید نیست. نشان غنای فرهنگ است. ثروت ملی ایران است.

از دی‌ماه ۱۳۹۶ تا امروز : تکامل یک اعتراض مردمی

اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶، نقطه عطفی بود در جنبش بازگشت به ایران. شعارهایی مانند، «‌ ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست »، « رضا شاه، روحت شاد »، « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران »، « رو به میهن، پشت به دشمن »، نه بزرگ ملت ایران بود به ایدئولوژیک حکومت. تأکیدی بود بر بازیابی هویت ملی ایرانی. این خیزش، زمینه‌ساز خیزش های بعدی شد. موج های بعدی از دل مردم بر آمدند. خرد جمعی ایرانیان، با تکیه بر تاریخ ایران، زبان فارسی و شاهنامه، در حال بازتعریف هویت خود است.

این اعتراض مردمی نشان می‌دهد که حتی در شرایط سرکوب شدید، فرهنگ ایرانی زنده است و خود را بازآفرینی می کند. همان‌طور که مجید رضا رهنورد گفت، به جای گریه و تسلیم، شادی و ادامه راه.